کارهای عقب افتاده
. اتفاق های عقب افتاده در زندگیم زیاد می شود .
نذرهای عقب افتاده ، حرفهای عقب افتاده ، بدهی های عقب افتاده ، کارهای عقب افتاده ...
فکر می کنم اگر همین روزها حضرتِ مرگ گوشه چشمی به من بکند و در کمال آرامش این بنده ی حقیر را به سوی معبودمان رهسپار سازد , دائم باید در یکی از آسمان های خدایاجان دنبالِ فرشته ای بگردم که اجازه ی حضورِ روح در خوابِ اطرافیان را صادر می کند .
باید التماس کنم و دَمِ فرشته را ببینم تا اجازه دهد که من بر خوابِ عمه جانِ دلبند نازل شوم و تند تند به او بگویم .
خدایا کمک کن که تو اون دنیا دنبال فرشته نگردم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در شنبه نهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 22:25 توسط میترا
|