تا حالا فرشته مهربون دیدید ؟ منم مثل شما فکر می کردم تو داستان ها وافسانه هست توی قصه هایی که مادربزرگ ها می گفتن . ولی این  بار  خورد به تور یه آدم دست وپاچلفتی حتما میگید بیچاره فرشته مهربون اون آدم دست وپا چلفتی بلایی به سرش میاره که دیگه فرشته مهربون سراغ هیچی آدمی  نره .

  قرار بود برم جایی که سرنوشتم معلوم میشه فرشته مهربون اومد دنبالم منو برد تو راه این قدر اضطراب داشتم که نفسم بند اومد ت قلبم انگار نمیزد یا شایدم تن تن می زد تمام دست وپا م خواب بود داشتم می خوردم زمین فشارم اومده بود پایین یا شاید بالا یا نمی دونم افقی بود عمودی شد  هرچی بود حالم بد بود این جاست که فرشته مهربون اومد به دادم رسید دستم گرفت بهم امید داد کلی آرزو های قشنگ برام کرد تا رسیدیم اون جا .

رفتم تا نامه سرنوشتم امضاءکنند ولی متوجه شدم قراره امضاء نشه به خودم گفتم خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااجوووووووووووووووووووون عیبی نداره سر نوشتم معلوم نشد ولی فرشته مهربون پیدا کردم یه لیوان آب یخ با خودم اوردم که بریزم روی صورت فرشته مهربون ولی دلم نیومد.

اومدم گفتم فدای سر فرشته مهربون وکل ماجرارو براش  تعریف کردم  دیدم ای داد وبی داد فرشته ها ی مهربون عصبانی شد دود از سر کلش بیرون اومد. دست وپام جمع کردم داشتم قبض روح می شدم  .

اونجا بود که باز به فرشته مهربون شک کردم که هست یا نیست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بدترش این بود که فرشته مهربون با بالا در ارتباط بود.

ولی نمیدونستم خوش حال باشم یا ناراحت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااجووووووووووووووووووووووووووووووووووووون حالا که یه فرشته کمک دست وپاچلفتی فرستادی  اونم این طوری در اومد

خودمونیم با یه فرشته که با بالا در ارتباط آدم امنیت بیشتری داره انگار خدا هواش بیشتر داره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!